قضاوت..

این روزها که بین مردم رفت و امد کنی,میبنی همه علامه دهر هستند و به راحتی درمورد همه چیز صحبت میکنند و در واقع((قضاوت))میکنند.اگر جلو بری و بپرسی که فلانی مطمئنی از این حرفی که میزنی؟سینشو سپر میکنه و میگه معلومه که درسته.پس چی فکر کردی.بعد بهش میگی نمیخوای بیشتر تحقیق کنی ,شاید اشتباه کردی هان؟میگه من و اشتباه؟ای بابا.تحلییل های من حرف نداره...

به حال خودش رهاش میکنی و میری سراغ فرد بعدی که ملایم تر حرف میزنه و میشه باهاش صبحت کرد..میگی که فلانی,چقدر به این حرفی که میزنی مطمئنی؟میگه اطمینان کامل ندارم,ولی فکر میکنم که درست باشه.میگم که تحقیق کردی؟مطمئنی که همین طوریه؟میگه تحقیق نکردم ,ولی به نظر میاد که همین طوری باشه.بعدش میگم که اگر اشتباه بود چی؟دیگه سینه اش رو سپر نمیکنه...فقط سکوت میکنه...

توی این آشفته بازار تهمت ها و شایعات و حرف های صدمن یه غاز اجتماع,که ا زتوی مترو و اتوبوس و خیابان و.. شروع میشه,که تا یک اتفاق کوچکی میفته,یک خرابی پیش میاد,یک ناهماهنگی میشه,از اولین شخص مملکت تا آخرین نفر را به باد ....میگیریم,یک لحظه وایسیم.بعد با خومون بگیم که اگر من 1 درصد هم اشتباه کنم,چی؟؟

اگر به ناحق این حرفها و شایعات و تهمت ها را گفته باشم چی؟نکنه منم دارم توی زمین همون آدمهایی بازی میکنم که چشم ندارن این آب و خاک و این دین باقی بمونه؟نکنه اونها دشمنند و با این حرفها میخوان تفرقه بندازن بین مردم؟از همه مهمتر...مگه من در مقامی هستم که بخوام درمورد هرچیزی قضاوت کنم..؟؟

اصل حرفم اینه که,درهر مساله ای که پیش اومد,نیام و بگم که اینطورو اونطور و حرف منم حتما درسته.یک درصدی هم بذاریم برای وقتی که اگر حرفمون اشتباه بود,خیلی سرخورده و ناراحت و خجالت زده نشیم.با دیدن ظاهر و قیافه هر موضوع و حادثه,یا حتی آدمها,سعی نکینم که پرونده چندین و چند سال زندگی و آبروشو, بپیچیم...یه روز یکی هم میاد,پرونده مارو میپیچه..

راستی,من توی کدوم گروهم؟همونی که راحت قضاوت میکنه و اصلا به این فکرنمیکنه که فردای قیامتی هم باید جواب تک تک حرفاش رو بده ,یا اونی که کمی و فقط کمی,به اینده اش هم فکر میکنه؟؟

/ 1 نظر / 8 بازدید